🌐
ترجمه

🌍 انتخاب زبان

🇮🇷
فارسی
Persian
🇬🇧
English
انگلیسی
🇩🇪
Deutsch
آلمانی
🇮🇹
Italiano
ایتالیایی
🇯🇵
日本語
ژاپنی
🇫🇷
Français
فرانسوی
🇸🇦
العربية
عربی
🇹🇷
Türkçe
ترکی
داستان حضرت صالح علیه السلام
📖 داستان واقعی

داستان حضرت صالح علیه السلام

📖 1 قسمت
👁️ 74 بازدید
🔖 2 ذخیره
3.6 (10 رأی)

📚 قسمت‌ها 1 از 1

معجزه شتر و قوم ثمود که سنگ‌ها را می‌تراشیدند

روایتی از چهار پیامبر عرب و قوم مغروری که در کوه‌ها خانه می‌ساختند، اما نتوانستند از عذاب الهی بگریزند

پیش‌گفتار: پیامبری که نامش برای بسیاری ناآشناست
در میان پیامبرانی که در قرآن نامشان آمده، چهار تن از عرب بوده‌اند: هود، صالح، شعیب و محمد (ص). اما شاید برای بسیاری، نام صالح (Saleh) چندان آشنا نباشد؛ پیامبری که به سوی قوم ثمود (Thamud) فرستاده شد؛ قومی که پس از قوم عاد، قدرت و عظمت جهان را در دست گرفتند.

همان‌طور که در داستان شعیب دیدیم، او پیامبر مدین بود. حالا نوبت به پیامبری می‌رسد که داستانش با یک معجزه شگفت‌انگیز گره خورده است: شتری که از دل کوه بیرون آمد. شتری چنان عظیم‌الجثه که تمام آب شهر را در یک روز می‌نوشید و چنان پرمایه بود که شیرش تمام مردم را سیر می‌کرد.

اما قوم ثمود، این معجزه را نپذیرفتند. نه تنها نپذیرفتند، که آن شتر را پی کردند و سپس برای کشتن خود صالح نقشه کشیدند. سه روز بعد، صاعقه‌ای آسمانی و زمین‌لرزه‌ای سهمگین، آن تمدن عظیم را با همه کاخ‌های سنگی‌اش، یک‌باره نابود کرد.

داستان صالح و قوم ثمود، هشداری است برای همه کسانی که قدرت و ثروت، آن‌چنان سرشان را پر می‌کند که دیگر صدای حق را نمی‌شنوند. این روایت را با هم می‌خوانیم.

پرده نخست: ثمود، تمدنی که در دل کوه‌ها خانه می‌ساخت
جانشینان قوم عاد
پس از نابودی قوم عاد (مردم حضرت هود)، نوبت به قوم ثمود رسید که بر سرزمین‌های آنان مسلط شوند. آن‌ها در منطقه‌ای میان حجاز و تبوک (در شمال غربی عربستان امروزی) ساکن شدند و شهر خود را «الحِجر» نامیدند.

مردم ثمود از نظر قدرت و ثروت، در جایگاهی کم‌نظیر قرار داشتند. قرآن می‌گوید:

«وَاذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاءَ مِن بَعْدِ عَادٍ وَبَوَّأَكُمْ فِي الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِن سُهُولِهَا قُصُورًا وَتَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُيُوتًا»
«و به یاد آورید هنگامی که شما را پس از قوم عاد جانشینان [آنان] قرار داد و شما را در زمین جای داد؛ از دشت‌هایش کاخ‌ها می‌سازید و از کوه‌ها خانه‌ها می‌تراشید.» (سوره اعراف، آیه ۷۴)

بله، قوم ثمود معمارانی ماهر بودند. آن‌ها نه فقط در دشت‌ها کاخ‌های مجلل می‌ساختند، بلکه در دل کوه‌ها نیز خانه‌های امن و زیبا می‌تراشیدند. تا امروز نیز در منطقه «مدائن صالح» در عربستان سعودی، بقایای آن خانه‌های سنگی همچنان پابرجاست، گواهی بر مهارت و عظمت آن تمدن.

زندگی در غفلت
اما این ثروت و قدرت، آنان را به غرور و طغیان کشاند. مردم ثمود به جای شکر نعمت‌ها، به بت‌پرستی روی آوردند و فساد در زمین را رواج دادند. آن‌ها نه از خدا می‌ترسیدند و نه به فکر آخرت بودند.

در این میان، مردی به نام صالح که از خود آنان بود و در میانشان جایگاه و احترامی داشت، از سوی خداوند به پیامبری برگزیده شد. او که مردی پرهیزکار و درستکار بود، مأموریت یافت تا قومش را به یکتاپرستی و ترک گناه فراخواند.

پرده دوم: ندای پیامبری از میان خودشان
«ای صالح، تو امید ما بودی...»
صالح که قومش او را می‌شناختند و به او اعتماد داشتند، پیام خدا را به آنان رساند. اما واکنش آنان چه بود؟

قرآن می‌گوید:

«قَالُوا يَا صَالِحُ قَدْ كُنتَ فِينَا مَرْجُوًّا قَبْلَ هَٰذَا ۖ أَتَنْهَانَا أَن نَّعْبُدَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ»
«گفتند: ای صالح، تو پیش از این در میان مایه امید بودی. آیا ما را از پرستش آنچه پدرانمان می‌پرستیدند بازمی‌داری؟ و ما از آنچه ما را به آن می‌خوانی سخت در شکّیم.» (سوره هود، آیه ۶۲)

این آیه بسیار مهم است. قوم صالح به او می‌گویند: «ما به تو امید داشتیم. فکر می‌کردیم تو رهبر آینده ما خواهی بود. اما حالا این حرف‌ها را می‌زنی؟»

یعنی آنان صالح را انکار نکرده بودند؛ او را قبول داشتند که مردی صالح و درستکار است. اما وقتی آمد تا آن‌ها را به یکتاپرستی فراخواند و از بت‌ها دور کند، نپذیرفتند. تعصب بر آیین پدران و دلبستگی به راه و رسم قدیم، چنان آنان را کور کرده بود که نمی‌توانستند حق را بپذیرند.

درخواست معجزه
مردم ثمود که همچنان به پیامبری صالح شک داشتند، از او درخواست معجزه کردند. آن‌ها گفتند: «اگر راست می‌گویی که از سوی خدای یکتا آمده‌ای، معجزه‌ای بیاور تا به تو ایمان بیاوریم.»

صالح به آنان گفت: «شما چه معجزه‌ای می‌خواهید؟»

قوم ثمود پاسخ دادند: «از خدایت بخواه که از دل این کوه، شتری بیرون آورد؛ شتری باردار و منحصر به فرد.»

آن‌ها می‌خواستند ببینند که آیا خدای صالح بر سنگ‌ها و کوه‌ها نیز قدرت دارد یا نه.

پرده سوم: معجزه شتر - بزرگ‌ترین نشانه الهی
شتری که از دل سنگ بیرون آمد
صالح به درگاه خداوند روی آورد و دعا کرد. سپس با قومش به پای کوه رفتند تا معجزه را نظاره کنند.

ناگهان، زمین لرزید و سنگ‌ها شکافتند. از میان آن شکاف، ماده شتری عظیم‌الجثه و باردار (با ده ماه بارداری) بیرون آمد.

عظمت این شتر چنان بود که همه را متحیر کرد. قرآن می‌گوید:

«وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُوا بِهَا»
«و به قوم ثمود آن شتر ماده را به عنوان معجزه‌ای روشن‌گر دادیم، اما به آن ستم کردند.» (سوره اسراء، آیه ۵۹)

مفسران (مانند ابن‌کثیر) در توصیف این شتر می‌گویند:

شتر به قدری بزرگ بود که تمام آب چاه‌های شهر را در یک روز می‌نوشید.

شیر آن چنان فراوان بود که می‌توانست تمام مردم شهر را سیر کند.

اما قوم ثمود که معجزه را دیدند، باز هم ایمان نیاوردند. تنها گروهی اندک به صالح گرویدند و باقی، بر کفر و تکبر خود اصرار ورزیدند.

شتر و تقسیم آب
صالح به قومش گفت:

«هَٰذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً ۖ فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ ۖ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ قَرِيبٌ»
«این شتر ماده خداست، برای شما نشانه‌ای است. پس بگذارید در زمین خدا بچرد و به آن هیچ آزاری نرسانید که عذابی نزدیک شما را خواهد گرفت.» (سوره هود، آیه ۶۴)

همچنین توافق شد که شتر یک روز تمام آب شهر را بنوشد و روز دیگر نوبت مردم باشد.

اما این توافق دیری نپایید.

پرده چهارم: پی‌کردن شتر و ظلم قوم
توطئه قتل
بت‌پرستان ثمود نمی‌توانستند وجود این شتر را تحمل کنند. آنان بهانه آوردند که شتر آب همه را می‌خورد و به حیوانات دیگر آسیب می‌زند. اما در دل، نقشه نابودی آن را کشیده بودند.

در شهر، نه مرد از سران قوم بودند که فساد می‌کردند و هیچ اصلاحی نمی‌کردند. آن‌ها با هم پیمان بستند:

«تَقَاسَمُوا بِاللَّهِ لَنُبَيِّتَنَّهُ وَأَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيِّهِ مَا شَهِدْنَا مَهْلِكَ أَهْلِهِ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ»
«به خدا سوگند یاد کردند که شبیخون بر او و خاندانش خواهیم زد، آن‌گاه به اولیای او خواهیم گفت: ما هنگام نابودی خاندانش حاضر نبودیم و قطعاً راست می‌گوییم.» (سوره نمل، آیه ۴۹)

در روایات آمده که آنان ابتدا زنانی را واداشتند تا به صالح نزدیک شوند و او را از مأموریتش منصرف کنند. هنگامی که این کار نتیجه نداد، تصمیم به کشتن خود شتر گرفتند.

کشتن شتر
یک روز که شتر برای نوشیدن آب به کنار چاه آمده بود، یکی از آن مردان، تیری به سویش انداخت. تیر به پایش خورد. سپس دیگری با شمشیر به او حمله کرد و شتر را بر زمین انداخت.

شتر با فریادی جانکاه بر زمین افتاد. بچه شتر که در شکمش بود، به بیرون دوید و سه بار نعره زد و سپس ناپدید شد — برخی مفسران گفته‌اند که به دل کوه بازگشت.

قاتلان شادی‌کنان به یکدیگر تبریک گفتند و بازماندگان قوم نیز آنان را تأیید کردند. آن‌ها صالح را به باد تمسخر گرفتند و گفتند: «ای صالح، اگر راست می‌گویی که عذاب می‌آید، بیاورش ببینیم!»

هشدار نهایی صالح
صالح که دلش از ظلم قوم شکسته بود، به آنان گفت:

«تَمَتَّعُوا فِي دَارِكُمْ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ ۖ ذَٰلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ»
«سه روز در خانه‌هایتان بهره‌مند شوید. این وعده‌ای است که دروغ نیست.» (سوره هود، آیه ۶۵)

آری، سه روز مهلت. اما قوم ثمود نه تنها توبه نکردند، که برای کشتن خود صالح و خانواده‌اش نیز برنامه ریختند.

خداوند اما صالح و مؤمنان را از آن بلا نجات داد. آنان شبانه شهر را ترک کردند و به جای امنی رفتند.

پرده پنجم: عذاب - صاعقه و زمین‌لرزه
سه روز، اما در غفلت
آن سه روز، قوم ثمود در عیش و نوش و غفلت گذراندند. شب اول، چهره‌هایشان زرد شد. شب دوم، چهره‌هایشان سرخ گشت. شب سوم، چهره‌هایشان سیاه گردید.

اما آنان بیدار نشدند.

صبح روز چهارم، آسمان بر سرشان تاریک شد. ابری بزرگ و سهمگین پدیدار گشت. مردم ثمود با خود گفتند: «این ابر باران رحمت است که به سوی ما می‌آید.» اما صالح به آنان گفته بود: «عذاب الهی در سایه‌ای از ابر به سراغتان خواهد آمد.»

ناگهان، از میان آن ابر، صاعقه‌ای کر کننده بر سرشان فرود آمد و زمین به لرزه درآمد.

قرآن می‌گوید:

«فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ»
«پس زمین‌لرزه آنان را فرو گرفت و در خانه‌هایشان از پا درآمدند.» (سوره اعراف، آیه ۷۸)

و در جای دیگر:

«فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ»
«پس صیحه [آسمانی] آنان را فرو گرفت و در خانه‌هایشان از پا درآمدند.» (سوره هود، آیه ۶۷)

هم صیحه آسمانی، هم صاعقه، هم زمین‌لرزه — این عذاب از هر سو آنان را محاصره کرد.

نابودی در یک لحظه
ابن‌کثیر در تفسیر خود می‌گوید: «مردم ثمود یکباره و همگی بر زمین افتادند و مردند».

آن کاخ‌های مجلل و خانه‌های سنگی که در دل کوه‌ها تراشیده بودند، هیچ سودی برایشان نداشت. بت‌هایی که می‌پرستیدند، نتوانستند آنان را یاری کنند. ثروت و قدرت و غرور، آنان را از عذاب الهی نرهاند.

تنها صالح و یارانش که به خدا ایمان آورده بودند، نجات یافتند.

پرده ششم: مدائن صالح - عبرتی سنگی
شهری که نفرین شد
پس از نابودی ثمود، سرزمین آنان برای همیشه متروک ماند. خانه‌های سنگی که با مهارت تمام تراشیده شده بودند، بدون سکنه رها شدند.

در زمان پیامبر اسلام (ص)، مسلمانان از کنار آن منطقه عبور می‌کردند. پیامبر (ص) به آنان فرمود: «بدون گریه و اشک از این خانه‌ها داخل نشوید، که این‌ها خانه‌های قوم معذب هستند. اگر ناگزیر شدید، با گریه و ترس وارد شوید و عبرت بگیرید.»

امروزه منطقه «مدائن صالح» (Mada\'in Salih) در عربستان سعودی یکی از میراث‌های جهانی یونسکو است. مردم محلی بر این باورند که این سرزمین همچنان «نفرین شده» است و کمتر کسی جرأت می‌کند شب را در آنجا بگذراند.

آموزه‌های داستان صالح برای انسان امروز
۱. ثروت و قدرت، کر کننده‌تر از هر چیزی است
قوم ثمود چنان در نعمت غرق بودند که صدای حق را نمی‌شنیدند. آن‌ها از صالح می‌خواستند معجزه بیاورد، اما وقتی بزرگ‌ترین معجزه را دیدند، با دست خود آن را نابود کردند.

در دنیای امروز، بسیاری از انسان‌ها به جای شکر نعمت‌ها، چنان در لذت‌ها و تجملات غرق می‌شوند که غافل می‌مانند. ثمود به ما هشدار می‌دهد: «مواظب باش ثروتت تو را مغرور نکند.»

۲. معجزه اگر با چشم دیده نشود، با دل باید دید
بزرگ‌ترین حسرت ثمود این بود که معجزه را با چشم خود دیدند، اما با دل نپذیرفتند. آن‌ها شتر را از کوه بیرون آمدن دیدند، اما باز هم گفتند: «این سحر است»، «این جادو است»، «این تصادف است».

ما امروز نیز اگر چشم بسته باشیم، هزاران نشانه خدا را می‌بینیم اما باز هم انکار می‌کنیم. قلب سلیم، بزرگ‌ترین معجزه‌ای است که می‌توان حق را تشخیص داد.

۳. فساد، نه تنها فردی که گروهی و سازمان‌یافته
توجه کنید که قرآن به «نه مرد» از سران قوم اشاره می‌کند که با هم قسم خوردند شتر را بکشند. این فساد، فردی نبود. این یک شبکه سازمان‌یافته بود که با برنامه‌ریزی قبلی، جلوی حق را می‌گرفت.

امروز نیز بسیاری از مفاسد اقتصادی و اجتماعی به صورت گروهی اتفاق می‌افتد. گروه‌هایی که با هم پیمان می‌بندند تا جلوی حق را بگیرند.

۴. نجات، تنها از راه ایمان است
در میان آن همه جمعیت، فقط عده‌ای اندک به صالح ایمان آوردند و نجات یافتند. این نشان می‌دهد که «جمله با جماعت» معیار حق نیست. گاهی حقیقت در اقلیت است و نجات، تنها نصیب آنان می‌شود که اهل تفکر و پذیرش‌اند.

۵. خانه‌های سنگی، تا ابد باقی نمی‌مانند
قوم ثمود آن خانه‌های عظیم را در دل کوه‌ها تراشیدند، گویی که تا ابد در آن زندگی خواهند کرد. اما یک صاعقه برای نابودی همه آن کافی بود.

امروز نیز انسان‌ها برای ساختن خانه‌های مجلل و ثروت‌های دنیوی مسابقه می‌گذارند، اما فراموش می‌کنند که نهایتاً «به خاک خواهند گروید» و تنها آنچه با خود می‌برند، اعمالشان است.

اپیلوگ: صالح، شتر، و عبرتی برای همیشه
داستان صالح، داستان یک معجزه بزرگ و یک نافرمانی بزرگ است. شتری از دل سنگ بیرون آمد، اما سنگ‌دلی انسان‌ها از سنگ کوه سخت‌تر بود. آن‌ها معجزه را کشتند و سپس خود نیز هلاک شدند.

شاید از خود بپرسید: «چرا شتر؟ چرا این معجزه خاص؟»

پاسخ این است: قوم ثمود مردمی بودند که به قدرت و توانایی خود در ساختن و تراشیدن سنگ می‌بالیدند. خداوند به آنان نشان داد که خالق واقعی سنگ‌ها کیست؛ کسی که می‌تواند از دل سنگی که تو می‌تراشی، شتری زنده بیرون آورد. اما آنان این نشانه را نپذیرفتند و به جای آن، به قدرت خود در کشتن و نابودی ادامه دادند.

و امروز، هر مسافری که از کنار مدائن صالح عبور می‌کند، با خود می‌گوید: «خانه‌هایی که در دل کوه کندید، زندگانی‌های پُر زرق و برق، آن همه ثروت و جاه... هیچکدامتان را از عذاب الهی نرهاند. پس ما چه assurance داریم که وضعمان بهتر از شماست؟»

منابع این روایت
قرآن کریم، سوره‌های: اعراف (آیات ۷۳-۷۹)، هود (آیات ۶۱-۶۸)، شعراء (آیات ۱۴۱-۱۵۹)، نمل (آیات ۴۵-۵۳)، حجر (آیات ۸۰-۸۴)

تفسیر ابن‌کثیر، جلد مربوط به داستان پیامبران

کتاب «The Religion of Islam»، مقاله Prophet Saleh به قلم Aisha Stacey

جواد کریمیان

نویسنده
نویسنده ادیان الهی
5
داستان
17
بازدید

داستان‌های پیشنهادی

شاید از خواندن این داستان‌ها هم لذت ببرید

💬 نظرات 2

ص
صدف مرتضی علی
2026/03/14 - 11:10
داست خوبی میشه ادامه بده
ش
شبنم
2026/03/14 - 13:52
این داستان ادامه داره ؟