🌐
ترجمه

🌍 انتخاب زبان

🇮🇷
فارسی
Persian
🇬🇧
English
انگلیسی
🇩🇪
Deutsch
آلمانی
🇮🇹
Italiano
ایتالیایی
🇯🇵
日本語
ژاپنی
🇫🇷
Français
فرانسوی
🇸🇦
العربية
عربی
🇹🇷
Türkçe
ترکی
رویای من
📚 داستان عادی

رویای من

📖 1 قسمت
👁️ 74 بازدید
🔖 2 ذخیره
3.6 (10 رأی)

📚 قسمت‌ها 1 از 1

داشتن عروسک

دخترک در روستا روی نمد مادر بزرگ نشسته بود و شش سال بیشتر نداشت او عاشق عروسک بود اما آنرا هیج جوره نمی‌توانست داشته باشد و دخترک موطلایی و چتری قصه
ما با سیب های سرخ و ترش باغ مادر بزرگ برای خودش همبازی ساخت و شروع به بازی کردن با آنها کرد و بازی را شروع کرد.

سیمین سادات رسولی اهاری

نویسنده
این نویسنده تاکنون بیوگرافی خود را وارد نکرده است.
1
داستان
29
بازدید

داستان‌های پیشنهادی

شاید از خواندن این داستان‌ها هم لذت ببرید

💬 نظرات 2

ص
صدف مرتضی علی
2026/03/14 - 11:10
داست خوبی میشه ادامه بده
ش
شبنم
2026/03/14 - 13:52
این داستان ادامه داره ؟