🌐
ترجمه

🌍 انتخاب زبان

🇮🇷
فارسی
Persian
🇬🇧
English
انگلیسی
🇩🇪
Deutsch
آلمانی
🇮🇹
Italiano
ایتالیایی
🇯🇵
日本語
ژاپنی
🇫🇷
Français
فرانسوی
🇸🇦
العربية
عربی
🇹🇷
Türkçe
ترکی
سیب من مال منه نه مال تو
🧸 داستان کودک

سیب من مال منه نه مال تو

📖 1 قسمت
👁️ 81 بازدید
🔖 1 ذخیره
4.9 (7 رأی)

📚 قسمت‌ها 1 از 1

سیب من

روزی بود روزگاری بود. یک درخت سیب بزرگ بود توی یک باغ قشنگ. توی آن باغ یک خرگوش کوچولو زندگی می‌کرد. اسم خرگوش کوچولو تامی بود.
تامی هر روز می‌آمد زیر درخت سیب می‌نشست. به سیب‌ها نگاه می‌کرد. سیب‌ها قرمز بودند. بزرگ بودند. تامی دلش می‌خواست یکی از آن سیب‌ها را بچیند.
یک روز تامی دستش را دراز کرد. یک سیب قرمز چید. سیب خیلی قشنگ بود. تامی سیب را بو کرد. بوی خوبی می‌داد.

ناگهان یک سنجاب از راه رسید. سنجاب به تامی نگاه کرد. به سیب نگاه کرد. سنجاب گفت این سیب مال من است. بده به من.
تامی سیب را محکم چسبید. گفت نه نه نه. این سیب مال من است. من چیدمش. مال تو نیست.
سنجاب عصبانی شد. دمش را تکان داد. گفت این درخت مال من است. سیب‌هایش مال من است. تو حق نداری بچینی.
تامی گفت تو اشتباه می‌کنی. این درخت مال همه است. مال من هم هست مال تو هم هست. ولی این سیب را من چیدم. پس مال من است.

سنجاب پرید بالا. رفت روی شاخه. یک سیب دیگر چید. به تامی نشان داد. گفت ببین من هم سیب دارم. مال خودم است. مال تو نیست.
تامی نگاه کرد. دید سنجاب راست می‌گوید. هر دو یک سیب داشتند. تامی لبخند زد. گفت بله تو هم سیب داری. مال خودت است.
سنجاب آرام شد. آمد پایین. کنار تامی نشست. هر دو سیبشان را بو کردند. هر دو سیبشان را نگاه کردند.
تامی گفت سیب من بزرگتر است. سنجاب گفت سیب من قرمزتر است. هر دو خندیدند.

تامی یک تکه از سیبش را کند. به سنجاب داد. گفت این مال تو. سنجاب یک تکه از سیبش را کند. به تامی داد. گفت این مال تو.
هر دو سیب را خوردند. سیب‌ها خوشمزه بودند. شیرین بودند. تامی گفت سیب تو هم خوشمزه است. سنجاب گفت سیب تو هم خوشمزه است.
تازه فهمیدند وقتی آدم سیبش را با دیگری قسمت می‌کند. سیب خوشمزه‌تر می‌شود. شیرین‌تر می‌شود.

از آن روز تامی و سنجاب با هم دوست شدند. هر روز می‌آمدند زیر درخت سیب. با هم بازی می‌کردند. با هم سیب می‌خوردند. سیب‌ها را با هم قسمت می‌کردند.
تامی فهمید که بعضی چیزها مال من است. بعضی چیزها مال تو است. ولی وقتی با هم قسمت می‌کنیم. همه چیز مال همه می‌شود. همه خوشحال می‌شوند.
و آنها همیشه خوشحال زندگی کردند.

مهناز اکبری

نویسنده
این نویسنده تاکنون بیوگرافی خود را وارد نکرده است.
3
داستان
193
بازدید

داستان‌های پیشنهادی

شاید از خواندن این داستان‌ها هم لذت ببرید

💬 نظرات 1

ص
صارمی
2026/03/24 - 02:04
رنگ نوشته ها از زمینه قابل تفکیک نیست
اگر رنگ متن تغییر کنه بهتره