🌐
ترجمه

🌍 انتخاب زبان

🇮🇷
فارسی
Persian
🇬🇧
English
انگلیسی
🇩🇪
Deutsch
آلمانی
🇮🇹
Italiano
ایتالیایی
🇯🇵
日本語
ژاپنی
🇫🇷
Français
فرانسوی
🇸🇦
العربية
عربی
🇹🇷
Türkçe
ترکی
داستان جنایی مقبره پادشاه چو
👻 داستان ترسناک

داستان جنایی مقبره پادشاه چو

📖 1 قسمت
👁️ 34 بازدید
🔖 0 ذخیره
4 (6 رأی)

📚 قسمت‌ها 1 از 1

روایتی از طمع، خیانت و عدالت


پرده اول: شکارچیان شب
سال ۲۰۱۵ بود. در تاریکی سرد پاییزی استان آنهویی، در حوالی شهر هواینان، سایهای سیاه روی تپههای باستانی منطقه «وووانگدون» حرکت میکرد. این تپهها که قرنها بیصدا بر فراز دشت خودنمایی میکردند، آرامگاه کسی نبود جز پادشاه کائولیه از سلسله چو - مردی که ۲۲۰۰ سال پیش بر بخش عظیمی از چین باستان حکمرانی میکرد.

اما در دل شب، سکوت این سرزمین باستانی توسط مردانی شکسته شد که چشم به گنجهای نهفته در عمق خاک دوخته بودند. آنها «شکارچیان مقبره» بودند - حرفهایهایی که نسل اندر نسل نقشه مقبرههای سلطنتی را از پدرانشان به ارث برده بودند.

لیو مویوآن، مردی چهل و چند ساله با چشمانی همیشه در حال رصد، سرکرده این گروه نبود؛ او پشت پرده ایستاده بود. او کسی بود که پول را تأمین میکرد، خریداران را پیدا میکرد و هیچگاه با دست خود خاک برنمیداشت. در واقع سه گروه مجزا زیر سایه او فعالیت میکردند: گروه حفاری به رهبری «شو مو» و «سوو مو»، گروه فنی به رهبری «شیا ژن»، و گروه تأمین مالی به رهبری «ژانگ مو».

اما اولین تلاش آنها در اواخر ۲۰۱۵ با شکست مواجه شد. مواد منفجره آنقدر قوی بود که نه تنها لایه سنگی مقبره را ترکاند، بلکه صدای انفجار تا روستای مجاور پیچید. چند روز بعد، رد پای مشکوکی توسط یک چوپان دیده شد و کشاورزان به پلیس گزارش دادند. باند موقتاً متفرق شد، اما این پایان کار نبود.

پرده دوم: نفوذ به قلب تاریخ
ژانگ مو، سرمایهگذار بیرحمی که از هیچ چیز برای رسیدن به سود نمیگذشت، وارد بازی شد. او صدها هزار یوان روی این پروژه سرمایهگذاری کرد و برای دومین تلاش، یک «کارشناس فنی» به نام شیا ژن را استخدام کرد. شیا ژن، مردی میانسال با عینکهای ضخیم و دستانی پینه بسته، اما بر خلاف ظاهر سادهاش، استاد بینظیر فن «پروب زنی» بود. او با میلهای بلند و نوک تیز که گاهی تا عمق ۱۰ متری در خاک فرو میرفت، میتوانست از روی جنس خاک و مقاومت آن، محل دقیق اتاقک اصلی مقبره و راهروهای ورودی را تشخیص دهد.

شیا ژن پس از سه شب کار مداوم، دو نقطه طلایی را پیدا کرد. نقشه روی کاغذ کشیده شد. ابزارها آماده شدند: دینامیت از یک کارخانه متروکه در استان هنان قاچاق شده بود؛ دوربینهای دید در شب از بازار سیاه خریداری شده بودند؛ حتی یک بالابر کوچک برای تخلیه سریع خاک تدارک دیده شده بود.

شب عملیات، حدود ۳۰ مرد در سه گروه مجزا مشغول شدند. گروه اول با بیلهای مکانیزه و سپس دستی، چاهی عمودی به عمق ۱۸ متر حفر کردند. در انتهای چاه، یک لایه آجری عظیم قرار داشت که با دینامیت شکافته شد. گروه دوم وارد راهروهای تونل مانند مقبره شدند - جایی که هوای ۲۰۰۰ سال زندانی در آن نفس را بند میآورد. گروه سوم، بالای چاه منتظر بودند تا اشیاء را با طناب بالا بکشند.

آنجا، در آن تاریکی مطلق، چشمان حفاران با طلای برنزی خیره شد: زنگهای آئینی عظیم، کاسههای سهپایه مفرغی، و پایههای چوبی مجسمههای ببر و ققنوس که هنوز لایههایی از طلا و لاک الکل باستانی بر آنها خودنمایی میکرد. آنها یک «اتاق پر از بهشت» را یافته بودند.

پرده سوم: طمع، گرگها را به جان هم میاندازد
اما گنج به چه قیمتی؟ ماجرا زمانی پیچیدهتر شد که «ژانگ سوپرایم» یکی از اعضای میانی گروه، احساس کرد سهمش از غارت ناعادلانه بوده است. او مخفیگاه چهار اثر تاریخی بینظیر - همان پایههای ببر-ققنوس - را پیدا کرد و در نیمه شب، آنها را بدون اطلاع «سون مو» که موظف به نگهداری اموال بود، دزدید.

حالا سه راهزن متفاوت وجود داشت: حفارها، دزد داخلی، و فروشندهها. ژانگ سوپرایم برای فروش آثار، با شرکت «جیانباوزی» وارد معامله شد. مدیر این شرکت، «ژو وِن»، مردی خوشپوش و خوشصحبت بود که در تهران و پکن حراجیهای عتیقه برگزار میکرد. اما زیادهخواهیهای ژو ون او را نابود کرد: او تصمیم گرفت تمام آثار را به موزه ملی هدیه کند تا نام شرکتش برای همیشه در تاریخ ثبت شود. از قضا، کارشناسان موزه وقتی آثار را دیدند، با وحشت فریاد زدند: «اینها اصل هستند! اینها از یک مقبره سلطنتی دزدیده شدهاند!» اما به دلیل آسیبهای جبرانناپذیری که حفاران به رنگها و ساختار آثار وارد کرده بودند، موزه نپذیرفت و هدیه را رد کرد. این نخستین زنگ خطر بود.

پرده چهارم: شکار در سکوت
ژوئن ۲۰۱۸. پلیس امنیت عمومی شهر هواینان گزارش محرمانهای از وزارت کشور دریافت میکند مبنی بر اینکه یک «شبکه عظیم قاچاق آثار باستانی» در استان فعال است. بازرسان جوان با تکنولوژی روز مسلح شدند: دادههای بزرگ (Big Data).

آنها تمام تماسهای تلفنی، نقل و انتقالات بانکی، رفت و آمدهای مشکوک در نزدیکی محوطه باستانی را رصد کردند. یک رد پا به رد پای دیگر وصل شد، و یک نام بارها و بارها تکرار شد: لیو مویوآن. مردی که هیچگاه به منطقه حفاری پا نگذاشته بود، اما پول از حساب بانکیاش به چندین عضو گروه میرفت.

پلیس به مدت چهار ماه بیصدا کار کرد، بدون آنکه کوچکترین حرکتی انجام دهد تا مبادا باند متواری شود. مأموران زیر پوشش به عنوان خریداران عتیقه با اعضای گروه ارتباط برقرار کردند. آنها محل نگهداری اموال، انبارهای مخفی و حتی برنامههای بعدی گروه برای حفاری یک مقبره دیگر را شناسایی کردند.

پرده پنجم: سحرگاه دستگیری
۵ نوامبر ۲۰۱۸. سردترین صبح پاییزی. ساعت ۴:۳۰ دقیقه بامداد.

بیش از ۲۰۰ افسر مسلح در هفت استان مختلف (آنهویی، هنان، شاآنشی، جیانگسو، ژجیانگ، فوجیان و شاندونگ) بیصدا خانهها و انبارهای مشخص شده را محاصره کردند. علامت از مرکز فرماندهی در هواینان صادر شد: «شروع عملیات».

در ۱۹ نقطه همزمان، درهای چوبی به صدا درآمدند و پلیس فریاد زد: «باز کن! پلیس!». یکی از مظنونان در شهر لویانگ از پشت بام فرار کرد اما توسط تک تیراندازها بر روی پشت بام همسایه دستگیر شد. شیا ژن، کارشناس فنی، هنگامی دستگیر شد که مشغول نقشهبرداری از مقبرهای دیگر در استان هنان بود. او در بازجویی اعتراف کرد: «۲۲ سال است این کار را میکنم و هرگز فکر نمیکردم دستگیر شوم.»

تا سپیده دم، ۱۹ مظنون به بند کشیده شدند. بازجوییها آغاز شد.

پرده ششم: اعترافات در زیر نور
در بازجویی از ژانگ سوپرایم، مأموران پی بردند که او همان دزد داخلی بود که آثار را از دیگر همدستانش دزدیده بود. با اشک و التماس، اعتراف کرد: «طمع همه چیز را خراب کرد... من فقط سهم خودم را میخواستم، اما در واقع هیچ سهمی برای من نبود.»

سون مو که مخفیگاه اصلی آثار توسط او دستکاری شده بود، فریاد زد: «این خائن! من ۱۲ شیء تاریخی را در انبار کاشی فروشی مخفی کرده بودم، اما او با جیپش آمد و نیمه شب همه را برد!»

پلیس به سراغ انبارها رفت. در یک انبار متروکه در حومه شهر، ۲۸ اثر تاریخی درجه یک شامل پایههای ببر-ققنوس با روکش طلا و لاک باستانی، زنگهای برنزی ۷۰ سانتیمتری، و دستبندهای جواهرنشان کشف شد. برخی آثار چنان شکننده بودند که با کوچکترین دست زدن خرد میشدند. کارشناسان با بغض گفتند: «این آثار به دلیل حفاری غیراصولی، هرگز به حالت اولیه بازنخواهند گشت.»

پرده هفتم: دادگاه، گناه و مکافات
سپتامبر ۲۰۲۰. دادگاه منطقه داتونگ، شهر هواینان. ۲۸ متهم در قفسهای فلزی ایستاده بودند. چهرهها متفاوت بود: یکی از آنها مردی ۶۵ ساله بود که میگفت «پدرم هم حفار مقبره بود»، دیگری جوانی ۲۵ ساله که «برای ازدواج و مهریه به این کار کشیده شده بود». اما هیچکدام بخشیده نشدند.

دادستان با صدای بلند کیفرخواست را خواند:

حفاری غیرمجاز مقبره باستانی درجه یک (جرایم سازمانیافته مسلحانه)

پنهان کردن و فروش اموال تاریخی سرقتی

همدستی در آسیب رساندن به آثار ملی

در طول جلسات دادگاه، فیلمهای ضبط شده از حفاریهای شبانه پخش شد. در یک ویدئو، یک مرد صداش شنیده میشد: «سریعتر! صبح میشود!» و صدای انفجار بعد از آن قطع شده بود. چهره متهمان رنگ پرید.

دفاع وکیلمان میگفت: «موکل من فقط راننده بوده و نقشی در حفاری نداشته». اما دادگاه مدارک را یکییکی بررسی کرد: هر ۲۸ متهم به نحوی در زنجیره جرم شرکت داشتهاند.

رأی صادر شد:

عامل اصلی حفاری (عضو گروه ژانگ مو): ۱۳ سال و ۸ ماه زندان

شیا ژن (کارشناس فنی): ۱۲ سال زندان

ژانگ سوپرایم (دزد داخلی): ۱۰ سال زندان به اتهام سرقت و پنهانکاری

سایر متهمین: بین ۵ تا ۱۰ سال حبس

شرکت جیانباوزی: ۱۳۵ هزار یوان جریمه نقدی و مدیر آن (ژو ون) ۳ سال زندان

اما یک حلقه مفقوده بود: لیو مویوآن، سرکرده پشت پرده، دستگیر نشده بود.

پرده هشتم: فراری در سایهها
لیو مویوآن، آن مرد نفوذناپذیر، به محض شنیدن خبر دستگیریها، از شهر هواینان فرار کرده بود. او ابتدا به یک روستا در کوهستانهای استان فوجیان رفت، سپس راهی استان گوانگدونگ شد و نهایتاً در شهر سوژو پنهان شد، جایی که چهره جدیدی برای خود ساخت: موهایش را سفید کرد، عینک زد و به عنوان یک تاجر میوه خشک شروع به کار کرد.

پلیس یک سال تمام به طور مخفیانه ترددهای بانکی، تماسهای خانوادگی و حتی ردپای دیجیتال او را رصد کرد. از آنجایی که لیو هرگز با گروه حفاری تماس مستقیم نداشت، مدارک علیه او ضعیف بود تا اینکه یکی از اعضای دستگیر شده اعتراف کرد که ۸۰۰ هزار یوان مستقیماً از حساب لیو دریافت کرده است.

۱۶ اکتبر ۲۰۲۰، پلیس شهر سوژو ناگهان مغازه میوه فروشی کوچکی را محاصره کرد. لیو مویوآن در حال بستن بارنامه بود که صدای مأموران را شنید. قیافهاش را عوض کرد، اما دیگر دیر شده بود. با دستبندهایی که بر دستان نحیفش حلقه زد، فقط پرسید: «چطور من را پیدا کردید؟» مأمور پاسخ داد: «دوستت در زندان حرف زد.»

در بازرسی از مخفیگاه لیو، یک دفترچه یادداشت پیدا شد که در آن نام ۶۰ شیء تاریخی و مبلغ پرداختی برای هر یک وجود داشت: از ۵ هزار یوان گرفته تا ۱۰۰ هزار یوان. ارزش کل معاملات او بیش از ۲ میلیون یوان بود.

لیو مویوآن در دادگاه انکار کرد که میدانسته آثار از یک مقبره سلطنتی دزدیده شده است، اما افسران آثار باستانی با ارائه عکسهایی از مقبره وووانگدون و گزارش کارشناسانه درباره سبک و جنس آثار، ثابت کردند که هر فرد عاقلی متوجه میشود چنین آثاری تنها از مقبرههای ملی درجه یک به دست میآیند. رأی او: حبس ابد (۱۵ سال به دلیل نداشتن سابقه کیفری و همکاری نسبی، در برخی منابع ۱۲ سال ذکر شده اما در عمل به حداکثر مجاز برای این جرم رسید).

پرده نهم: پیامدها
پس از اتمام دادگاهها و دستگیریها، دولت چین کاوش علمی مقبره وووانگدون را از سال ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ با سرعت ادامه داد. باستانشناسان موفق شدند ۱۱۳ شیء تاریخی را از مخفیگاههای مختلف بازیابی کنند - گرچه برخی چنان آسیب دیده بودند که حتی قابل نمایش نیستند.

رکورد جهانی: مقبره وووانگدون به عنوان بزرگترین و عظیمترین مقبره سلسله چو که تاکنون کشف شده، در تاریخ ثبت شد.

اما نکته تکاندهنده: در یکی از اتاقکهای جانبی مقبره که توسط حفاران غیرمجاز وارد نشده بود، کتیبهای پیدا شد که روی آن نوشته بود: «پادشاه کائولیه، حاکم چو، این آرامگاه را ساخت تا برای ابد در صلح بخوابد.» آهنگی از طعنه تاریخ: آنکه میخواست برای ابد در صلح بخوابد، ۲۲۰۰ سال بعد توسط مردانی با دینامیت و پول کثیف بیدار شد.

پرده آخر: عبرت
این پرونده سه درس بزرگ دارد:

۱. «پول، ریشه همه بدیهاست» : میلیونها یوان سود احتمالی، حتی انسانهای باسواد و خوشنام را تبدیل به غارتگران تاریخ کرد.

۲. «خیانت، گرگها را به جان هم میاندازد» : اگر ژانگ سوپرایم طمع نمیکرد و آثار را در انبار مخفی میماند، شاید هرگز راز لو نمیرفت.

۳. «عدالت دیر اما قطعی میآید» : حتی لیو مویوآن که یک سال خود را زیرزمینی پنهان کرده بود، نهایتاً دستگیر شد.

و امروز، اگر به استان آنهویی سفر کنید، تپههای وووانگدون محافظت شده با دوربینهای مداربسته و گشت ۲۴ ساعته پلیس قرار دارند. اما شاید، در دل تاریکی شب، هنوز سایه شکارچیان دیگری در حال طراحی یورش به مقبرهای دیگر باشند... چون تاریخ همیشه تکرار میشود، مگر اینکه ما از آن عبرت بگیریم.

سپیده شمع گستر

نویسنده
داستان نویس برتر
6
داستان
105
بازدید

داستان‌های پیشنهادی

شاید از خواندن این داستان‌ها هم لذت ببرید

💬 نظرات 0

💭

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر می‌دهید!